headline photo

Agalloch - The Mantle Album

جمعه، مهر ۰۹، ۱۳۸۹

دوست ندارم از ویکی پدیا یک مطلب خیلی خشک بیاورم اینجا، گروه را توضیح بدهم، بگویم در چه سالی تشکیل شد سپس به علت جدا شدن مهره ی اصلی گروه بپردازم و شما را خسته کنم. شما هم پس از اینکه می بینید انقدر تکراری است مجبور می شوید از روی آن بپرید و به آخر مطلب بروید بلکه لینک دانلودی چیزی گیرتان بیاید! کامنتی به عنوان به به و چه چه می گذارید و می روید. 5 دقیقه بعد همه آن چیز هایی هم که خوانده بودید یادتان می رود. نه... من زیاد اهل شرح کامل بیوگرافی گروه یا چیز دیگری نیستم. فقط بلدم با چند تا کلمه ی تکراری از احساس خودم را بیان کنم... حیف که احساسات همان احساسات است نه کلمه و نوشته و شکلک! چه کنم که نمی توانم احساساتم را بریزم داخل یک ظرف، از آن عکسی گرفته و به شما نشان دهم. فقط می توانم بار دیگر  نحوه ی چیدمان این کلمات و شکلک ها را تغییر دهم تا قطره ای از آن را در دهانتان بچکانم...

http://iranianmetalportal.persiangig.com/image/agalloch.jpg

یادم است قبلا از روی آلبوم The Mantle گروه Agalloch خیلی سریع رد شده بودم اما وقتی دوباره آن را سر فرصت کامل گوش دادم کاملا اوضاع تغییر کرد. این از آن آلبوم هایی است که گوش دادن به "یکی" از ترک های آن ظلم به آهنگساز و اعضا است، وقتی می توانید منظور آن را بفهمید و با آن ارتباط برقرار کنید که سر حوصله آن را کامل گوش دهید. Agalloch از گروه های مورد علاقه ی من همیشه بوده و هست، گروهی که فقط آلبومش را گوش می کنم نه یک ترک، گروهی با آلبوم های قدرتمند که می تواند اگر توانایی شنیدنش را داشته باشید شما را از آن خود کند. به نظر می رسد ایدئولوژی این گروه بیشتر به Pantheism یا نظریه ی "وحدت وجود" نزدیک است. (البته این فقط حدس من است)

ترک دوم آلبوم:
In The Shadow Of Our Pale Companion

در دره های عظیمی که می خواستم
به سمت بلند ترین قله ها
روی گذرگاه هایی در طبیعت فراموش شده ی وحشی
در جستجوی خداوند، بدون توجه به بشر
تا ابدیت متروک و گمشده...
این همان جایی است که می خواهم قدم بزنم
سقوط... آیا باید به سمت پوچی سقوط کنیم؟
آن "پوچی" ای که در دستان بی رنگمان احساس می کنیم
در سایه ی همراه وحشتناکی که در کنار ما قدم می زند
اینجا منظره ای از طبیعت است
اینجا خورشید است
اینجا، در جایی نامعلوم روی زمین
خدا کجاست؟
آیا او نیز ما را ترک کرده است؟

هنگامی که تاریکی دستم را گرفت و به قدم زدن کشاند
آتش درون قلبم در سراسر این زمین کوبیده شده است
اینجا در لبه ی این دنیا
اینجا من به زیارتگاه بلوط، به یک سنگر زل می زنم
اگر این منظره ی باشکوه مقابل من چیزی است که تو خدایت می نامی...
خدا نمرده است...

من به سمت رودخانه ای قدم زدم و در بازتاب آینده نشستم
یک قربانیِ خون به درون آب افتاد
یک زخم روحی از آن در آب شناور شد و ناپدید شد
... همانند همه آرزو هایی که تا به حال داشته ام ...
... همانند همه ی رویاهایی که تا به حال دیده ام ...

در کشش اشتیاق به دور دست ها کشیده شد، اشتیاقی برای دنیای بهتر
از آرزو هایم، از گلویم، به رودخانه، و درون دریا...
شسته و محو می گردند

اینجا منظره ای از طبیعت است
اینجا خورشید است
اینجا لبه ی زمین است

خدا کجاست؟
آیا او به نابودی کشانده شده است؟

چون تاریکی دستم را گرفته و به قدم زدن کشانده است
غرور انکار خدایم در تمام این زمین کوبیده شده است...
---




5 نظر:

wastedmind گفت...

از اینکه به لیریک توجه خاصی دارید خوشحالم.لیریک اگر نگیم بیشترین نقشو داره تو یه اثر هنری(نه صرفا قطعات سرگرم کننده ی موسیقی)میتونیم بگیم نیمی از ارزش اون رو شامل میشه.سازنده ی اثر با استفاده از لیریک هست که با مخاطبش درد و دل میکنه نه فقط موسیقی.
موفق باشید

cloudy گفت...

بسيار زيباست اين ترك و اين آلبوم و اين بند !
ترجمه هم خوب بود.
راستي من هيچ ديدِ سياسي براي نوشته ام نداشتم.. خوشحالم كه توجه شما بهش جلب شد

Armin گفت...

سلام
اقا سفر بخیر !
نیستی
میری , میای , چی کارا میکنی؟
در رابطه با پست زیبات باید بگم هر وبلاگی یه رسالتی داره , یکی دوست داره بیوگرافی بذاره , یکی دوست داره شعر ترجمه کنه , یکی دوست داره موزیک نقد کنه , یکی دوست داره احساساتش رو بیان کنه , یکی دوست داره همه ی این کارا رو با هم بکنه !
من خودم خوندن بیوگرافی گروه های مختلف رو دوست دارم چون توی فهمیدن شخصیت اعضای اون بند تا حد کمی کمکم می کنه (تازه دنبال لینک دانلودم نمیگردم چون ADSL ندارم!)
و اما در رابطه با اگالوچ :
بدون شک یکی از بهترین بند های Folk Doom هست و البته بند مورد علاقه ی من.
اشعارش با طبیعت گره ی شدیدی خورده و این حد اقل واسه من عالیه !
الان توی همین شعری که ترجمه کردی (که انصافا هم مشخصه روش وقت گذاشتی و ترجمه کردی) کاملا مشخصه که اگالوچ از عناصر طبیعی به بهترین نحو بهره میبره.
اوردن کلماتی مثل دره های عظیم , قله , طبیعت وحشی , خورشید , بلوط , رودخانه و دریا در کنار کلماتی مانند سقوط و پوچی و تاریکی خیلی واسم جالبه !
طبیعت درموسیقی شون هم کاملا مشهوده !
در کاور البومشون هم همینطور!
استفاده ی به جا از گیتار اگوستیک هم از نقاط قوت این بنده.
توی این موزیکی که معرفی کردی با وجود اینکه اهنگش حدود یک ربعه ولی اصلا خسته کننده نیست.
(اینارو تو نمیگی من مجبورم بگم دیگه :دی)
اما اشکالی که من همیشه از اگالوچ گرفتم و میگیرم اینه که وکال فوق العاده بی احساس , این کلمات سرشار از احساس رو می خونه و به نظرم این یکم کارشون رو خراب میکنه.
Brook Johansson توی البوم اخر VOS طوری میخونه که اگه تمام صدای درامز و گیتار و سینت رو برداریم و فقط صدای وکال بمونه, بازم اشک ادم رو در میاره.
اگه صدای وکال اگالوچ با حس تر بود مطمئنا "بهترین"میشد.(حداقل واسه من)
در کل پستت بسیار خوب بود , عکسی هم که گذاشتی خیلی زیبا بود.
ترجمت هم حرف نداشت .
ممنون.

Y.S.Khanloo گفت...

صرفا فقط یه ایده! لیریک که می زاری اصل متن هم بذار!

ناشناس گفت...

سخت ترین لحظه تو زندگی آدم وقتیه که برای کسی که دوسش داری یه تجربه باشی...

ارسال یک نظر