موسیقی Empyrium اکثرا سه موضوع دارد که اول عشق به طبیعت است، دوم تراژدی و سوم رمانس. دو ترک اول از آلبوم A Wintersunset... به نظر به هم پیوستگی بسیار عجیبی دارند و در روز های اخیر بسیار به این دو علاقه مند شده ام. Empyrium تا به حال از بهترین ریتم ها و نوت ها در کنار هم استفاده کرده است، همیشه همراه من بوده و زیبایی کارهایش بی نظیر است. اتفاق هیجان انگیز اخیر فعال شدن دوباره ی گروه است که در صفحه اول وبسایت امپایریوم آمده و آنها شایعه ها را تایید کرده اند (به نظر می رسد اعضای تشکیل دهنده در گروهی به نام Noekk جمع شده اند).
امیدوارم این پست باعث بشود اگر گوش نکرده اید برای اولین بار گوش بدهید یا اگر هم قبلا گوش داده اید یک بار دیگر به آن توجه کنید.
امپایریوم خیلی زیباست...
همچون طبیعت...
آسمان های طوفانی از شب
سایه های جنگل به درون می خزند
و زمرد های نورانی در رنگهای زیبا
توسط یخ در زیر آسمان شسته شده اند
زیبایی بی انتهای او شروع به محو کردن ِ
صدای سبزی در قلبش کرد
او گل های سرخ را با اندوه حس می کرد
یک وداع از درون جوانه می زد...
آه ای شبان بی رویای من
دوباره زیر دریای نورِ ماه این شب
در جاهای تاریکی و بی رنگی که از آن ها گذشته ایم و عبور کرده ایم
از زخم شمشیر های آنان نترس
بگذار تا دریاهای بلورین را تصور کنم
دریاهای روشن شده ی ماه، خورشید و ستارگان
چمنزار های سبز و آفرینش جن ها و قلب های متکبر کافران
بگذار تا عقب نشینی کنم از زمین های پست که توسط باد ها و بوسه ی تو در آغوش گرفته شده اند
تو در این چوب های قدیمی زندگی می کنی جایی که رویا شروع می شود
در زیر آسمان رویاهایمان به سمت سنگر محکم عشقمان قدم می زنیم
ایمان ما برایمان آشکار کرده است که ما به اندازه ی یک بوسه ی ابدی در کنار هم خواهیم ماند...
-----
یک پی نوشت طولانی:
چرا با عمل وحشیانه ی یک سری از گروه ها باید مردم بی گناه بمیرند؟ چرا این همه انسان در دنیا از گرسنگی و فقر می میرند و عده ای دیگر در نهایت رفاه هستند؟ یکی از دوستان به من می گفت: «چگونه انسان می تواند به خدا اعتقاد داشته باشد و زندگی اینطور باشد؟ اگر هم خدایی باشد باید بسیار از خودش دلگیر می بود» این سوال شاید برای خیلی از آدم ها پیش بیاید...
«اگر خدا با ماست، پس چرا این اتفاقات برای ما می افتد؟»
چرا عیسی مسیح در حال گریستن بلند فریاد می زند «خدای من، آه خدای من، چرا مرا به فراموش کرده ای؟»
«براستى كه انسان را در رنج آفريدهايم»
«و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با هم نزاع مكنيد كه سست شويد و مهابت شما از بين برود و صبر كنيد كه خدا با شكيبايان است »
«و قطعا شما را به چيزى از قبيل ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مىآزماييم و مژده ده شكيبايان را، همان كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مىگويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مىگرديم»
- قرآن





23 نظر:
آره باهات موافقم
مخصوصا صداي فلوت كه به نظر من باعث افزايش احساس آرامش و بزرگ شدن محيط و اتمسفر موسيقي شده. صداي فلوت در واقع مكان اجراي موسيقي رو تغيير داده و به نظر من اين مكان رو از يك محيط بسته و كوچك، به يك محيط باز و پهناور تبديل كرده بطوري كه مخاطب احساس مي كنه كه اين موسيقي، در يك فضاي باز، مثلا كنار يك كلبه ي روستايي داره اجرا ميشه.
سلام خاموش!
بالاخره روشن شدی گلم! کجا بودی؟
همین که زنده ای خیلی خوبه.
امپایریم دوباره برگشت. واقعا" خوشحالم
چنین تصمیمی ندارم، اگر راحتم بزارن
جایی هم مشکل داشته باشه صمیمانه قبول میکنم ، اما بهتره طرفم حواسش باشه چطور صحبت میکنه ... تحمل بی احترامی رو ندارم و اگر بشه ... متاسفانه نمی تونم ساکت بمونم .
Empyrium گروه خیلی خوبی هست ، میدونم .. اما هیچوقت نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم . برعکسه Sun OF The Sleepless که واقعا نمی تونم از زندگیم حذفش کنم ...
راستی الان داشتم " چرا این وبلاگ لینک باکس ندارد؟ " رو میخوندم ... دلیلتون نسبتا قانع کننده بود ، ولی برای مثال خود من اگر به یک بلاگی سر بزنم از مطالب و سبکش خوشم بیاد نگاهی به لینک باکسش هم میندازم به امید اینکه وبلاگ مشابهی پیدا کنم ، از جنبه ی مادی و تجاری (!) تبادل لینک که بگذریم ، به نظرم عمل کاربردی ای هست ... شخصا هر بلاگی که خوشم بیاد رو لینک میکنم و برای تبلیغ در تبادل اهمیتی قائل نمیشم
بله.. درست ميگي..
راستي آلبوم امپايريوم كي منتشر ميشه؟؟
سلام.خیلی خوشحال شدم که امپایریوم باز جمع شدن.امیدوارم آلبومشون یه سبک تجاری مذخرف نشده باشه که بعیده ازشون.هربار که mourners رو گوش میدم به خودم میگم موسیقی امروز ما چقدر عقبه.البته ما ریشه های موسیقی سنتی ما بقدری قوی هست که اگر احیا بشه میشه ارتباط خوبی باش برقرار کرد.
از نوشتن لیریک Tool پشت سر هم مقصودی داشتم.خواستم یه بار بدون اینکه آهنگش برای خواننده تداعی شه،صرفا بعنوان یه نوشته خونده شه.
لیریکش به نظر من عالیه،خیلی جای حرف داره،خیلی.
با نظرت در مورد خدا مخالفم.ببینم مگر همه ی ما نمیگیم که می خوایم آزاد باشیم،خدای مستبدی رو که برایمان تعیین و تکلیف کنه نمی خواهیم و از این صحبت ها.پس چطور است که در و قت سختی انتظار معجزه داریم؟.من و شما میدانیم که اینگونه حرف زدن در مورد خدا بی معناست.ما انسان ها آزادیم،عقل و اختیار داریم،مذهبی را که آزادیمان را سلب میکند نمی پذیریم،اما آزادی و اختیارمان نیز مسولیت هایی برایمان می تراشد که نمیشود با شکوه و شکایت از خالق از زیرشان شانه خالی کرد.به عقیده ی من ما مسئولیم،در تولد نوزاد ناقص العضو بی درایتی والدین و نبود علم دخیل است،در کشتار مردم بیگناه قاتلان و ضعف مردم دخیل است.خود نگاهی به علومی چون ریاضیات فیزیک و شیمی بیندازید،اینها پایه های این جهان می باشند و از نظم و ترتیب برخوردارند،اگر بر انها احاطه ندارید مگویید دنیا بی حساب و کتاب استفاتفاقا حساب و کتاب دارد،خوب هم دارد،ما همه ی آن را نمی دانیم
موفق باشی.
سلام
امپایریوم را دوست دارم , همچون طبیعت !
موسیقی خاصی داره و واقعا بهشون علاقه مندم ...
از اونجایی که بحثی که توی پی نوشت اوردی خیلی گسترده ست و میشه از دید های مختلفی بررسیش کرد,ترجیح میدم واردش نشم . ایشالا هر وقت سر حوصله بودم و البته خارج از فضای نت با هم بحث خواهیم کرد ...
خوشحالم که دوباره برگشتی ...
سلام Armin، خوبی؟
اما من از دست تو خیلی ناراحتم چون نمی دونم کجایی... وبلاگت رو هم که تعطیل کردی! باشه هر موقع سر حوصله بودی با هم بحث می کنیم البته اگر بخوای ;)
فعلاً
والا ما همینجا در جوار شماییم داداش
وبلاگمو به خاطر اینکه این مدت سرم یه مقدار شلوغه حذفش کردم ...
شاد باشی .
salam dustam
khubi?
merc k hameye neveshtehamo mikhuni
man pakeshun nemikonam. sabte movaghghat mikonam. hesse badibehem dast mide vaghti bazi az neveshtehamo tu safheye asli mikhunam:)
adresse webeto gom karde budam merc k umadiiiiiii:D
دانلودش کردم مرسی
این صدا قشنگه کیه وسطش می خونه؟
بقول خودت خدا ماهارو كج و كوله آفريد تا خودمونو درست كنيم...:) شاد باشي...
آره پیدا میشه، البته از اینترنت هم میتونی دانلود کنی...
در جواب hooman:
وکالیست ها Thomas Helm و Markus Stock هستند.
چقد دلم براي لفظ ادبي اين بلاگ تنگ شده بود...
حرف شما درست.اینطوری نمی شود بحث کرد.جملات من در نظر قبلیم بسیار از هم گسیخته و بی نظم بودند.از این بابت عذر می خواهم.
خب می پردازم به مورد پنجمی که در جوابتان اشاره کرده بودید"بی نظمی در جهان"
من متاسفانه اطلاعات زیادی ندارم اما مایلم نظرات شخصی خودم را بنویسم.
به عقیده ی من برای هر نتیجه گیری ،مقدمه ای مود نیاز می باشد،بدون مقدمه،حرف های من پایه و اساسی نخواهد داشت.همچنین علم اندکی که بر آن اشراف دارم را نیز از این قضیه مستثنی نمی دانم.
به طریقی مشابه جهان را نیز نیازمند مبدا می دانم،حال هرچه می خواهد باشد.من نیاز به مبدئی دارم که اعتقاداتم را بر پایه ی ان استوار سازم.وقتی مبدائی در نظر می گیرم،مقصدی نیز در ذهن می آید که به نحوی مبوط به همان مبدا خواهد شد.
من این مبدا و مقصد را خدا می دانم،و هستی را مخلوق او و قانونمند.قانون که می گویم مقصودم را اشتباه نگیرید.مقصودم محدودیت نیست، بلکه ضوابطیست که بشود بر آن ها تکیه کرد که مثلا اگر من اینگونه عمل کنم و آنگونه بشود حتما فلان اتفاق خواهد افتاد.از اینجا اعتقادات شکل می گیرند و ارزش ها.ارزش هایی که ساخته ی خود من است،یعنی میتوانست نباشد.مثل ارزش وفاداری در سگ نیست که چاره ای جز آن ندارد،من و فاداری را خود انتخاب میکنم.پس اعتقادات من اگر قرار باشد راه به جایی ببرد نیازمند مبدا و مقصد می باشد.و اگر نه پوچیست در انتظارم.
ممنون از تعاریفت.درست زمانی که فکر میکنم بهترین متنم رو نوشتم،در می بینم 1000 از اونی که میخوام پایینتره.
حقوق زن در ایران ... !
بی صبرانه منتظر مطالعش هستم
زن، عشق مي کارد و کينه درو مي کند
ديه اش نصف ديه توست.
و مجازات زنايش با تو برابر.
مي تواند تنها يک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستي.
براي ازدواجش – در هر سني – اجازه ولي لازم است
و تو هر زمان بخواهي – به لطف قانونگزار مي تواني ازدواج کني.
او کتک مي خورد و تو محاکمه نمي شوي.
او مي زايد و تو براي نوزادش نام انتخاب مي کني.
او درد مي کشد و تو نگراني که کودک دختر نباشد.
او بيخوابي مي کشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني.
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند : (نام پدر ؟)
و هر روز :
او
متولد مي شود ،
عاشق مي شود ،
مادر مي شود ،
پير مي شود و بعد مي ميرد.
و قرنهاست که او :
عشق مي کارد و کينه درو مي کند.
چرا که :
در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان ،
جواني برباد رفته اش را مي بيند.
و در قدمهاي لرزان مردش ،
گامهاي شتاب زده جواني براي رفتن.
و دردهاي منقطع قلب مرد ،
سينه اي را به ياد او مي آورد که تهي از دل بوده.
و پيري مرد ،
رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي کند.
و اينها همه
کينه است که کاشته مي شود در قلب مالامال از درد او...
(از نوشته های دکتر علی شریعتی)
سلام
وب قشنگی داری ، empyrium خیلی خوش سلیقه ای چون من می پرستمشون. به من هم سر بزن از empyrium پست زیاد گذاشتم. see ya
انسان های زیادی برای زمان های طولانی ندای انسانیت رو توی گوش انسان ها نجوا کردند، اما انسانی نیست که این ندا رو بشنوه. ندایی که میگه انسان یعنی انسان، خداوند هنگام افرینش انسان نگفت انسان زن یا انسان مرد. واقعازن و مرد چه تفاوتی باهم دارند. واقعا خجالت آوره که اون ها رو بر اساس جسمشون باهم مقایسه کنیم. just change your mind.its enough
در رابطه با اینکه چرا خداون بین انسان ها میانجی نمیشه و انسان ها رو از جنگ و ستم باز نمیداره!
اگه خداوند می خواست همش بین این آدمای نادون پا درمیونی کنه پس دیگه ارزشش میشه در حد انسان
انقدر تقصیر هارو نندازیم گردن این و اون. ما انسانیم پس میتونیم مثل انسان عاقلانه زندگی کنیم.اگه نمیتونیم بقول شاعر گفتنی حیوانیم!!
ارسال یک نظر