headline photo

اتفاق

سه‌شنبه، آذر ۱۶، ۱۳۸۹

ظهر است که خبر می دهند به تو: خبر داری؟ می گویم نه، چه شده؟
وقتی خبر را می گویند هاج و واج می مانی... می پرسی دروغ که نمی گویی؟ می گویند نه واقعی است... به او فکر می کنی، دوباره سوال همیشگی می آید به سراغت: چرا؟ استرس می گیری، دیوانه می شوی! راه می روی... می دوی... فکر می کنی... می گویی واقعا؟! آخر چرا؟! چرا باید اینطوری می شد؟ چرا انسان ها همدیگر را می کشند؟

می گویی چرا همکلاسی دانشگاهم فقط چون پدرش یک مهندس رشته هسته ای است، باید کشته شود؟! وای... خدای من! می بینی آدم ها چه بازیچه ای درست کرده اند برای یکدیگر؟ چرا علم؟ باور کنید زمان نیوتون همه عشق می کردند با علم... الآن علم "قدرت" است و "ابزار". هم برای مردم هم برای سیاست مداران. من کاری ندارم کدام گروه و یا کدام جناح این کار زشت را مرتکب شده اما هر که است لعنت خداوند بر او باد و بداند که چه اعتقاد به خدا داشته باشد چه نه، باید جزای کار زشتش را بپردازد!
من همیشه عادت داشته ام برای هر مسئله آسیب شناسی کنم و مجرم "ظاهری" را مجرم "واقعی" ندانم، اما ای کسی که احتمال میدم بدبخت ترین و فقیر ترین (از نظر فکری) و آدم فروش ترین انسان روزگار هستی! بدان که تو مجرم هستی و اگر هم تمام شرایط زندگی ات به بدترین نحو تو را به ترور و کشتن یک فرد بی گناه مجبور کرده است، باز هم می توانستی کار دیگری بکنی. اما تو حاضر شدی کسی که علم مردم کشور خودت را پرورش می دهد، را بکشی! تو با کشتن پدر دوست عزیزم، پسرش را هم کشتی! تو مهمترین چیزی که در خانه به او نیرو می داد را از بین بردی، تو محبت بین آن دو را شکستی...

خداوندا ! اگر کسانی را که باعث آزار دیگران می شوند را مجازات نکنی، خدای من نیستی! اگر کسانی که که آزادی هر انسانی دیگری را محدود کردند، را به حسابشان نرسی خدای من نیستی!

«بازگشت همه شما به سوى اوست ، وعده خدا حق است. اوست كه آفرينش را آغاز مى‏كند سپس آن را باز مى‏گرداند تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده ‏اند به عدالت پاداش دهد و كسانى كه كفر ورزيده‏ اند به سزاى كفرشان شربتى از آب جوشان و عذابى پر درد خواهند داشت»

http://iranianmetal.persiangig.com/image/sh.jpg


واقعا برای چنین اتقاقی متاسفم و به هر دویشان تسلیت عرض می کنم...

7 نظر:

Armin گفت...

ایشالا خدا سوسکشون کنه.
"و خداوند بخشنده و مهربان است!"

سعید گفت...

میفهمم که نمیشه فهمید...
امیدوارم الان هر کجا که هستن تو شرایط خوبی باشن و روحشون در آرامش باشه.

احسان گفت...

کجاست انتقام گیرنده ی مقتول کربلا؟ کجاست ....؟

wasted mind گفت...

این اتفاقیه که وقتی واسه مافیا کار کنی واست میفته.چرا به این جنبش فکر نمیکنی که بمبی هسته ایی که همین پدر فداکار! میسازه چند تا پسر دیگه رو از پدرشون محروم میکنه ؟

خاموش گفت...

واقعا متاسفم که تحقیقات هسته ای رو معادل با ساختن بمب هسته ای می دانید. الآن مسئله ی انرژی از مهمترین مسائل این دنیاست که بهترین راه آن انرژی هسته ای ( چه به صورت Nuclear Fusion چه به صورت Nuclear Fission ) هستش! معضلی که در علم در حدود دهه ی 50 (فک کنم!) به وجود آمد همان گفته ی شماست! یعنی اینکه چون فیزیک در هیروشیما با کمک آینشتین میلیون ها آدم را کشت پس ما نباید در این علوم پیشرفتی داشته باشیم. شاید هم کار بر روی همجوش هسته ای که قرار است آینده ی انرژی زمین را تامین کند،از نظر شما اشکال داشته باشد. در صورتی که چنین انسانی عمر خود را صرف تحقیقات و خدمت به بشریت برای انرژی کرده است. شاید هم شما با این رژیم مشکل دارید و تعصب چشمانتان را کور کرده است و هیچ چیزی جز مافیا بودن آن را نمی توانید ببینید! متاسفانه در جامعه ی ما این باب شده است که هر که افکار ضد حکومتی دارد روشنفکر است و هر که موافق، متعصبی است که چشم هایش هیچ چیزی را نمی بیند. در صورتی که هر دو می توانند متعصب و بدون مقدمه ی قبلی و فکری صحبت می کنند. این تعصب شما نسبت به حکومت باعث می شود که همین معدود افراد دلسوز که باعث پیشرفت کشور می شوند را بدون هیچ گونه شناخت قبلی سازنده ی بمب هسته ای ببینید... و اما تعصب نتایج غیر منطقی به بار دارد: یعنی اینکه شاید کشته شدن یک فرد باعث خوشحالی شما شود
----
پی نوشت:
1- ببخشید من کمی رو راست می نویسم!
2- اگر در جملات من حرف زننده یا نا خوشایندی وجود دارد ببخشید.
3- موفق باشید :چشمک

Armin گفت...

یه سوال : چی شده کسی که توی یکی از پستاش میگفت "خدا را """"اگر هست """" بشناسم" , الان خدای مسلمانان رو بطور قطع قبول کرده ؟

خاموش گفت...

آرمین،
به دلیل های زیاد، که اگر این دانشگاه اجازه دهد و هفته ای 7 امتحان وسط ترم نگیرد، در پست های بعدی خواهم نوشت!

ارسال یک نظر